بسيج

بسيج

تبلیغات

جای بنر های شما

                                           شعر هاي بسيجي
 
 
                                     من  غريب  خلوت  تنهاييم  
                          سوزد  از غم سينه سوداييم 
                                  ... در ادامه متن
                                  


× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت:۰۸:۲۵:۰۱ توسط: محمد ابراهيم ابرهيم پور موضوع: شعر هاي بسيجي نظرات (5)
عكس ها و تصاوير
                



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت:۰۸:۱۵:۵۱ توسط: محمد ابراهيم ابرهيم پور موضوع: بسيج در تصاوير نظرات (2)

«باسم ربّ الشهداء و الصديقين»


و اين ندائي است كه از ناي مجروح عصارة وجود، خون خدا، سيدا‌لشهداء در فضائي به وسعت عالم و زماني به گسترة تاريخ به گوش مي‌رسد و دريغ كه چه قليلند شنوندگان، آنانكه زماني به گوش جان نداي قافله سالار عشق را شنيده و از عمق وجود لبيك گفتند و به پاي سر دويدند تا مگر از قافله باز نمانند.
عاشق شدند و بهاي عشق از جان پرداختند كه عشق آتش است كه جان‌هاي بي‌شمار سوخته است.
و تو شنيده‌اي حكايت شمع و پروانه را، پروانگاني بال و پر سوخته كه گاه در چهرة نوجواني بي‌سر، نمود مي‌يابند، گاه در جواني جلوه مي‌كنند بر صندلي چرخدار نشسته و گاه در يك پلاك و چند استخوان، كه در ره عشق بايد از هر چه تعلق، دست شست حتي اين تن خاكي، چرا كه حجاب تن را ديواري مي يابد ميان خود و معشوق.
حجاب چهرة جان مي‌شود غبار تنم
خوشا دمي كه از اين چهره پرده برفكنم
و گاه پدري مي‌بيني خليل وار كه ذبيحش به مسلخ عشق مي‌برد، و گلوله‌اي كه نه قلب كوچك طفل را كه قلب ميليون‌ها انسان آزاده را مي‌شكافد.
و تو ناظري و حيران، حيران از اين همه فاصله ما بين دو چهره: چهرة نور و چهرة ظلمت و نه ظلمت كه ظلمات: «ظلماتٌ بعضها فوق بعض».
و مانده‌اي در اين ميان كه تكليف چيست؟ ماندن و نظاره كردن؟ هرگز! كه حبيب خدايت فرمود:
«من أصبح و لم يهتّم باُمور المسلمين فليس بمسلم.» مسلمان در برابر رنج مسلمان بي‌تفاوت نمي‌شود. نه! پس بايد بپاخاست و در برابر هر چه ظلمت قد علم نمود. بايد حجاب‌ها را به كناري گذاشت. بايد به گونه‌اي ديگر ديد، شنيد، انديشيد… و بايد دوباره متولد شد كه عيسي روح‌الله (ع) فرمود:
«به ملكوت آسمانها راه نمي‌يابد مگر آنكس كه دوباره متولد شود.»
و بايد به سلك لشكر مخلص خدا درآمد: «شجرة طيبة بسيج»
بايد بسيجي شد و بسيجي ماند. بايد بسيجي ديد، بسيجي شنيد و بسيجي انديشيد. و بسيجي بودن كاري است بس دشوار. كه بسيج يك انديشه است نه يك سخن و يك مكتب است نه يك لباس.
بسيج مكتب عاشقان صادق است. “ مكتب بندگان صالح خدا، پيروان صادق نبوت و مدافعان حريم ولايت. و بسيجي، محرم حريم يار است و شير بيشة كارزار.
بسيجي اسير گرة زلف يار در حصر آبادان، سراپا به جنون رسيده در جزيرة مجنون، شيميائي رائحة معشوق در حلبچه و به لقاء معبود رسيده در كربلاي شلمچه است.
و بسيج مكتب جانبازاني است كه در قبال مقتدايشان سراپا گوش بودند و لبيك آنان از جنس خون بود. آنانكه شيرازة اين فصل از دفتر عشق را با سر و چشم و دست و پا ساختند. و لبيك بسيجي احرام او بود. احرام از چون و چرا، احرام از قال و قيل، احرام از ما و مني، احرام از هر چه بود تعلق دارد. تعلق به جاه، نام، نان، فرزند، خانمان… و او محرم نمي‌شود الّا به خون و چه سربلند و عزيز است آنكس كه او را طمع مال و خوف جان نيست.
… و امروز باز نداي هل من ناصر حسين زمان بگوش مي‌رسد. امروز بيش از هر زمان ديگر شياطين پنهان و آشكار به ستيزة حق برخاسته‌اند و ستيز با آنان جهادي عظيم مي‌طلبد. نه تنها جهاد اصغر كه جهاد اكبر، چرا كه شرط پيروزي در جهاد اصغر، صفاي باطن و غلبه در جهاد اكبر است.
بايد از درون پاك شد. نيت را خالص كرد و بي‌هيچ چشم داشت. پشت سر مقتدا براه افتاد. تا او خود با نفس مسيحائي، زهد علوي، شجاعت حسيني و مظلوميت حسن وار خود به سر منزل مقصود رهنمو‌ن‌مان شود كه امروز، فرياد مظلومانة قدس عزيز، به سوي خود مي‌خواندمان.
پس اي خواهر و برادر مسلمان كه نام حسين (ع) سينه‌ات را مالامال از شوق مي‌كند. برخيز! همت كن تا در اين هجوم فتنه‌ها از چهارگوشة جهان، نام خود را در دفتر ياران علي زمان ثبت كني و همه با هم پشت سر آن بزرگ مرد، در صف منتظران و سپاهيان سرافراز جان بر كف مولايمان ولي‌عصر (عج) قرار گيريم. باشد كه مورد عنايت آن عزيز واقع شويم.



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت:۰۸:۰۰:۵۹ توسط: محمد ابراهيم ابرهيم پور موضوع: خاطرات عشق بسيج وايثار نظرات (4)

ـ‌ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.

ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز يك پيوند ناگسستني و هميشگي است.

ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و شور و شعور همراه كرديد.

ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي كه هيچ خدشه‌اي در آن راه ندارد, محسوب مي‌شوند.

ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است.

ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است.

ـ انكار بسيج و بي‌احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است.

ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.

ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر صحنه‌اي كه لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند.

ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها

ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري, به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست.

ـ بسيج, اختصاص به يك منطقة جغرافيايي ويك منطقة انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست.

ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد.

ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته  را از ياد نمي‌برد و غافلانه خو و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد.

ـ بسياري از پيشرفتهاي كشور مرهون تفكر بسيجي است.

ـ هريك از آحاد قشرهاي مختلف جامعه كه داراي روحية حساس مسئوليت و ايمان باشد, بسيجي است.

ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصه‌هاي مختلف مرهون تفكر و ميل بسيجي است.

ـ بسيجي يعني علي كه تمام وجودش وقف اسلام بود.



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت:۰۷:۴۳:۰۵ توسط: محمد ابراهيم ابرهيم پور موضوع: بسيج در كلام رهبر نظرات (3)

بسيج شجرة طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوات تعيين و حديث عشق مي‌دهد.

ـ اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد.

ـ بار ديگر تأكيد مي‌كنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت.

ـ مليت كه در خط اسلام ناب محمدي(ص) و مخالف با استكبار و پول‌پرستي و تحجرگرايي و مقدس‌نمايي است بايد همة افرادش بسيجي باشند.

ـ در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجيم.

ـ بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.

ـ بسيج مدرسة عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته‌هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.

ـ من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي‌خورم و از خدا مي‌خواهم تا با بسيحيانم محشور گرداند.

ـ تشكيل بسيج در نظام جمهوري اسلامي ايران يقيناً از بركات و الطاف جلية خداوند تعالي بود كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامي ايران ارزاني شد.



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت:۰۷:۴۲:۲۹ توسط: محمد ابراهيم ابرهيم پور موضوع: بسيج در كلام امام نظرات (4)

بَسيج در لغت به معناي آماده و مهيا و ساز و برگ و سامان دادن است. اما در اصطلاح به نيروهاي مردمي داوطلبي گفته مي‌شود كه آماده‌اند در شرايط دفاعي و جنگي از كشور دفاع كنند.

بَسيج به سازماني گفته مي‌شود كه اولين بار در تاريخ ۵ آذر ۱۳۵۸ به فرمان روح الله خميني تشكيل شد و پس از تصويب مجلس شوراي اسلامي در دي ماه سال 1359 قانوناً رسميت پيدا كرد و به سپاه پاسداران تعلق گرفت.در آن هنگام از بسيجيان بيشتر براي ارسال نيروهاي داوطلب به صورت سازماندهي شده به جبهه‌هاي جنگ ايران و عراق استفاده مي شد. بعد از پايان جنگ ايران و عراق از نيروهاي بسيجي براي مواقع ضروري، حوادث غير مترقبه مانند زلزله و سيل، و خدمات عام‌المنفعه مثل درخت‌كاري و غيره استفاده مي‌شود
 نيروهاي بسيج ايران از بدو تأسيس تا پايان مسئوليت سردار سيد يحيي صفوي رسماً زيرمجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بوده‌اند . با تغيير فرماندهي سپاه و با روي كار آمدن سردار محمدعلي جعفري مسئوليت فرماندهي بسيج براي اولين بار به فرمانده كل سپاه واگذار گرديد


× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت:۰۷:۴۱:۳۹ توسط: محمد ابراهيم ابرهيم پور موضوع: بسيج نظرات (1)

بسيجي رو نميشه توصيف كرد

چون بسيجي اونقدر روحش  والاست كه توصيفش از زبان ما بر نمياد

بسيجي عشقش ميهن و دينش

بسيجي نظرش نظر امامش

بسيجي عشقش حسين



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت:۰۶:۲۵:۴۴ توسط: محمد ابراهيم ابرهيم پور موضوع: نظرات (0)


CopyRight © http://basij.parsfa.com